الان یک سریالی به نام «سفر به میانه سر» که اسم یک روستایی است در شمال و اشارهای هم به لحاظ معنا به میانه دنیا و آخرت دارد را قرار است به لطف خدا کار کنیم. سیروس مقدم به عنوان کارگردان به همراه علیرضا افخمی به عنوان نویسنده و سید مجید میرمیران در جایگاه مشاور فیلمنامه این را ارائه کردهاند. از من هم دعوت شده با وجود بیماری مشاوره مذهبی این کار را بپذیرم. در حد وسع مطالعه کردم و نظرات خود را دادهام و به اطلاع رئیس سازمان هم رساندهام که گروه ما این است جوان آنلاین: نام علیرضا برازش به طور عموم سریالهای ماورایی سیما در دهه ۸۰ در کسوت مشاوره مذهبی را به ذهن متبادر میکند؛ اما او سابقهای طولانی در پژوهش حدیث و روایات اهل بیت (ع) دارد. کتاب «المعجم المفهرس لالفاظ الاصول من الکافی» از وی برگزیده هفتمین دوره کتاب سال ایران شده است. برازش از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸ و مجدداً از ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۷ مدیریت شبکه یک سیما را بر عهده داشت و مدت کوتاهی نیز مدیر شبکه دو بود. به تازگی تازهترین اثر وی درباره قرآن کریم که ترجمهای از کلام خداوند است، رونمایی شد. به همین بهانه با وی گفتوگو کردیم و البته سخن ما به سریالهای ماورایی سیما نیز کشید.
فکر میکنید وجه تمایز این ترجمهای که از قرآن کریم نوشتید و اخیراً رونمایی شد با ترجمههای دیگری که از قرآن کریم انجام شده چیست و چه ویژگیهایی دارد؟
من در دهه پیش از احادیث و روایات ائمه اطهار (ع) یک تفسیری را گردآوری کردم و حدود ۱۰۰ هزار روایت را دیدم و حدود ۲۵هزار روایت را انتخاب کردم و باقی را که تقریباً تکراری بود کنار گذاشتم و به عنوان تفسیر اهل بیت (ع) از قرآن کریم در قالب ۱۸جلد ارائه دادم. چون حجیم است و قیمت آن با قیمت کاغذ امروز زیاد میشود و در خانه هم جاگیر میشود، یک سایتی را تأسیس کردیم به نام الوحی دات کام و در اختیار عموم مردم قرار دادیم. من خودم را مترجم نمیدانم و معتقدم اهل بیت مفسران اصلی قرآن هستند و خداوند به اینها اجازه داده تا قرآن را تفسیر کنند. در دعای ۴۲صحیفه سجادیه آمده که خدا قرآن را موجز و خلاصه فرستاده و اهلبیت را مفسر آن قرار داده است. تفسیر یعنی رونمایی کردن و چیزی که ابهام دارد را روشنکردن. دقیقاً در احادیث وجود دارد که اجازه این کار را خداوند متعال به ائمهمعصومین داده است و عنوان کرده که من به عدهای اجازه دادهام که این کتاب را برای مردم توضیح بدهند. میتوانم بگویم که ترجمه من عصاره آن تفسیر است. ما یک گروه داشتیم ولی همه احادیث را خودم دیدم و خودم برای چینش، دستهبندی و انتخاب کردم. ۳۵ترجمه دیگر را هم نگاه کردم و برای این ماجرا توجه کردم کدام یک از این مفسران لفظی را به کار بردند که به برداشت اهلبیت نزدیکتر است. یک جاهایی از قرآن اگر همینطور ترجمه تحتاللفظی شده باشد، برای خواننده نسل جوان میتواند ابهامآمیز باشد. برای مثال «الرحمن» و «الرحیم» هر دو از ماده رحم است. یکی ریشه دارد بر مبنای فعیل و یکی بر ریشه فعلان. وقتی به فارسی برمیگردد باید یک تفاوتی داشته باشد. اکثر مترجمین ترجمه کردهاند به نام خداوند بخشنده مهربان. یکی را بردهاند در ماده بخشش و یکی را بر ماده مهر؛ در صورتی که هر دوی اینها از ماده رحم هستند. چطور یکی از بخشش سردرآورد و یکی از مهر؟ بخشش در عربی میشود عفو. خدا بخشنده هم است، اما کلمه رحمان گویای بخشندگی نیست. من فکر کردم این دو لغت باید معنی متفاوتی داشته باشند و از یک ماده هم باید باشند. در فارسی ماده مهر را اگر در مقابل رحم عربی بگذاریم درست است. برای فارسیزبان اگر بنویسیم مهربان یا مهرگستر، مخاطب ممکن است بگوید این دو چه تفاوتی با هم دارند؟ در احادیث ما عنوان شده که «رحمان» رحمت عام است و گستردگی آن همه خلایق را دربرمیگیرد، اما صرفاً در محدوده زمانی دنیا و رحمت دوم یعنی «رحیم» رحمت خاص است و به کسانی تعلق میگیرد که خود را در دایره اطاعت خدا قرار دادند. یعنی هم در دنیا و هم در آخرت و اینجا من باید لغتی استفاده کنم که مقداری بتواند این معنا را بازگو کرده و تمایز آن را از هم نشان بدهد. لغتی پیدا نکردم در فارسی که به تنهایی این معنی را برساند؛ پس نوشتم: به نام خدایی که با همه مهربان است و مهربانتر است با مؤمنان. یعنی مؤمن بودن انسان را واجد بهرهگیری از صفت رحیم بودن خدا میکند. یا برای مثال این «ب» که اول بسمالله آمده، ب کمک و استعانت است. این ب معنی دارد و متناظر به هدفی که آن کار را برای آن آغاز کردیم به کار میرود. پس این باید معنا شود و کار مفسر است که از کنار این به راحتی عبور نکند. باز تأکید میکنم این را من نمیگویم و این تفاسیر از احادیث اهل بیت معصومین (ع) آمده است. من سعی کردم تفسیر ائمه را عصارهگیری کنم. خودم را نه مفسر میدانم و نه مترجم و صرفاً از روایات استفاده کردهام.
به نظر میرسد درباره قرآن و احادیث همواره و همیشه جا برای کار پژوهشی در ابعاد مختلف وجود دارد و این حیطه دریایی است که انتها ندارد. از تجربههای دیگرتان در این زمینه بگویید.
من سال ۷۳ توانستم به لطف خدا برای بحارالانوار یک به اصطلاح ایندکس و راهنمایی به عنوان کتاب حدیثی تهیه کنم و کار محققین و دانشجویان و دانشپژوهان را بسیار آسانتر کنم. حضرت امام شهید و قائد از دست رفتهمان در سوم مهر ماه همان سال یک یادداشتی دادند و از کارهای قبلی و به خصوص این کتاب تقدیر کردند که به لحاظ حجم هم بسیار کتاب حجیمی است. ۳۰ جلد رحلی، سهستونی و حروف شش است که اگر کلمهشماری کنیم با ۱۰۰ هزار کلمه کتاب رقعی معمولی برابری میکند و ۹میلیون عدد در آن به کار رفته است. بحارالانوار در واقع ۳ میلیون کلمه حدیثی دارد و من فقط آنچه از زبان معصوم در این کتاب آمده آوردهام و به حواشی آن نپرداختهام. دانه به دانه لغات را آدرس بر مبنای ریشه کلمات دادهام تا یک نفر بتواند در عرض چند ثانیه درباره آنچه قصد دارد تحقیق کند، در دریای عظیم کتاب که خودش ۱۱۰جلد است دسترسی پیدا کند. آن زمان هنوز رایانه در ایران به این شکل گسترش نداشت و این کار را ما دستی انجام دادیم. در دهه ۶۰ سیستمها هنوزاماسداس بودند و ویندوز نیامده بود.
شما زمانی و در دهه ۸۰ مدتی در صداوسیما به عنوان مشاور سریالهایی با موضوعات ماورایی یا متافیزیکی همکاری داشتید و به احتمال زیاد نام شما بیشتر در همین ارتباط در اذهان عموم نقش بسته است. آیا در چند سال اخیر هم در این ارتباط مشغولیتی داشتید؟
آخرین کار سریال احضار بود. در قالب سریالهای ماورایی ما وارد دو حیطه شدیم. یکی حیطه برزخ که مابین دنیا و آخرت است. پیش از آنکه حضرت اسرافیل در صور بدمد و اعلام قیامت کند، همه ما پس از مرگ به برزخ میرویم. ما از سریال کمکم کن به کارگردانی قاسم جعفری آغاز کردیم و به آقای سیروس مقدم به عنوان کارگردان و نویسنده و علیرضا افخمی به عنوان تهیهکننده در سریال او یک فرشته بود رسیدیم. حیطه مهم دیگری که ما در این سریالها به آن میپرداختیم، حیطه شیطان بود. در قرآن دهها یا صدها بار اسم او برده شده است. خداوند متعال به صراحت در قرآن میفرماید «إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ»؛ او دشمن آشکار شماست. یک دشمن قسمخورده است و از خدا تا پایان دنیا زمان گرفته تا انسان را وسوسه کند. به عزت خدا قسم خورده و مثل ما نیست که پای قسمش نایستد! «بِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ»؛ یعنی همه را گمراه خواهم کرد.
شما که چند دهه تجربه پژوهش درباره قرآن و حدیث را به دوش میکشید، فکر میکنید آیا با شیطان میشود مذاکره کرد؟
خیر. با شیطان فقط باید مبارزه کنید. چون هدف او فریب دادن شماست و به این هدف پایبند است و قسم خورده است. او به همه انسانها طمع دارد تا گمراه کند و زیر ولایت خود درآورد. اگر ۹۹درصد ایمان کسی را بگیرد، به دنبال آن یکدرصد میرود و کارش را تمام شده نمیداند؛ یعنی ولکن معامله نیست و به همه ایمان آدمها طمع دارد. تا انسانها را کافر محض نکند راضی نمیشود. پشت این آیه داریم از زبان خود شیطان که «إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ»؛ تنها کسانی در بند من نمیافتند که بنده خالص شده تو باشند. میگویدای انسانها به عزت خدا سوگند دانه به دانه شما را گمراه میکنم و اگر ناخالصی در ایمان کسی ببیند به آن طمع دارد. ما سعی کردیم این واقعیت را در قالب سریالهایی که ماه مبارک رمضان پخش میشد به جامعه تذکر بدهیم. اگر انسان دشمن دارد باید دشمن خود را بشناسد. شیطان در رگها و مجاری خون انسانها جاری میشود. این سخن من نیست؛ سخن معصومین (ع) است. او در درون دل و وجود انسان راه دارد و بنابراین مبارزه کردن با این موجود خیلی نیاز به خلوص دارد و کار سختی است و نباید او را دست کم گرفت. اگر دست کم گرفتی، تو را زمین میزند. وظیفه ما این است که او را بشناسانیم در حدی که کلام و تصویر اجازه میدهد. من احادیث ائمه معصومین (ع) درباره شیطان را جمع کردم و ۵هزار حدیث دیدم. فهرستی دارم که ۲۰۰صفحه است و هنوز چاپ نشده؛ اما گردآوری کردم و از مجموعه جامعالاحادیث که ۱۳جلد آن منتشر شده است به ناشر ارائه هم دادهام؛ اما بخش شیطان هنوز زیر چاپ نرفته است. یک کتاب ۲هزار صفحهای است با فهرست ۲۰۰صفحهای. در واقع اهل بیت آنها را شناسایی کردهاند و من فقط دستهبندی کردهام. این را یک جوری که در ظرفیت رسانه است باید منتقل کرد که مردم استفاده کنند.
جالب است که این سریالها خیلی هم پربیننده بودند و مردم استقبال میکردند. فکر میکنید چرا با وجودی که جواب هم داده بود، در رسانه ملی تولید آنها ادامه پیدا نکرد و از جایی متوقف شد. اصلاً یک ژانر جذابی است و شباهت زیادی به فیلمهای هالیوودی دارد و به ژانری که آنها از آن به عنوان تخیلی یاد میکنند تنه میزند؛ هر چند از نگاه ما اینها تخیلی نیست و حقیقت دارد.
من چند سال است، دچار بیماری شدم. الان یک سریالی به نام «سفر به میانه سر» که اسم یک روستایی است در شمال و اشارهای هم به لحاظ معنا به میانه دنیا و آخرت دارد را قرار است به لطف خدا کار کنیم. ازسوی سیروس مقدم به عنوان کارگردان به همراه علیرضا افخمی به عنوان نویسنده و سید مجید میرمیران در جایگاه مشاور فیلمنامه این را ارائه کردهاند. از من هم دعوت شده با وجود بیماری مشاوره مذهبی این کار را بپذیرم. درحد وسع مطالعه کردم و نظرات خود را دادهام و به اطلاع رئیس سازمان هم دادهام که گروه ما این است. امیدواریم که به ماه رمضان برسد انشاءالله. اینکه چرا این ژانر در سریالسازی ادامه پیدا نکرد، معتقدم باید دوستان دیگری به کار گرفته میشدند و ادامه پیدا میکرد. این ژانر جذاب است و مردم دوست دارند و مباحث قرآنی در آن مطرح میشود و نباید تولید این آثار به فرد خاصی منحصر باشد. معتقدم به لحاظ کارگردانی هم نباید اتکا به یک یا چند کارگردان داشته باشند و باید به سراغ کارگردانهای دیگری بروند و دایره نویسندگی در این ژانر را توسعه بدهند. معتقدم پا را فراتر از برزخ هم میتوان گذاشت. حتی میشود صحنه قیامت و مراحل قیامت را شبیهسازی کرد و نشان داد.
امریکاییها ساختند و چرا ما نسازیم.
اتفاقاً برای ما که تکیه به احادیث اهل بیت (ع) داریم، خیلی راحتتر و البته واجبتر است.
• حدیث کسا را میتوان ساخت و خیلی میتواند جذاب باشد.
بله و من معتقدم هر چقدر که سریالسازی ما به این وادی نزدیکتر شود، بیشتر میتواند مباحث عمیق دینی را به مردم عرضه کند. برخی منتقدین این ژانر را مسخره میکنند و عدهای میترسند به این سمت بیایند و من، چون نیمچه آبرویی داشتم در دست گرفتم و وارد شدم و خود ائمه کمک کردند و چند سریال ساخته شد.
البته به این هم باید توجه کرد که این ژانر مخالفان جدی هم دارد. افرادی که با ماوراءالطبیعه در اصل مشکل دارند، لزوماً ممکن است علنی هم وارد نشوند و به نوعی مقابل افرادی که قصد تولید این آثار را دارند دستانداز درست کنند. چون مخاطب وقتی با این آثار روبهرو شود، به متافیزیک اعتقاد پیدا میکند که امری دینی است.
بله؛ یکی از مهمترین اهدافی که برای شیطان در مقابل انسان اهمیت دارد این است که القا کند وجود ندارد. یکی از مدیرانی که از این سریالها استقبال میکرد، آقای میرباقری بود که معاون وقت سیما بود. او جایی با من شوخی میکرد و میگفت مراقب باش تو دست شیطان را رو کردی و شیطان را بردی در صداوسیما و به میلیونها نفر نشان دادی. ممکن است به سراغ تو هم بیاید و باور کنید که آمد و با من گلاویز هم شد. (خنده) شیطان را باید شناخت، درجه دشمنیاش را باید فهمید. شیطان بعضی وقتها از در رحمت وارد میشود و اینگونه انسان را گول میزند. برای مثال میگوید درست است که این کار حرام است؛ اما خدا ارحمالراحمین است. این را من در کتاب چهل حدیث حضرت امام (ره) دیدم.
همان اسلام رحمانی که کلمه حقی است و برخی از آن مراد باطل میکنند.
بله؛ اگر اخلاص وجود نداشته باشد، همین میشود ریشه خیلی از افعال که انسان توجیه میکند و پیش میرود. میگوید تو را که دیگر خدا میبخشد. اینهمه کار خیر کردی. نماز خواندی، روزه گرفتی، تو نزد خدا جایگاه داری؛ به قول معروف کسی هستی برای خودت و نزد خدا و همینطور پیش میرود و اگر انسان در این مواقع به خدا پناه نبرد، گرفتار میشود و این عبور از صراط مستقیم تدریجی است. ابتدا زاویه کم است و به مرور فاصله زیاد میشود. باید بدانیم اگر اعوذ بالله گفتیم و یاد خدا کردیم، شیطان گم میشود. یعنی واقعاً اگر در پناه خدا و حصار خدا قرار بگیریم، او ما را از شر وسوسه این موجود نجات میدهد. باید حواسمان باشد ما اگر با شیطان مبارزه کنیم قطعاً بازندهایم؛ چون او از ما قویتر است به این معنا که تجربه بیشتری دارد؛ اما اگر ما به خدا پناه ببریم و خود را در حصار او قرار دهیم، حتماً برندهایم؛ چون هیچ نیرویی برتر از خدا وجود ندارد. در آیه ۲۰۳ سوره مبارکه اعراف میخوانیم که «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ»؛ یعنی شیطان تا گروه متقیان را طمع دارد و سراغ آنها میرود. یکی و دوتا هم نیستند. طواف میکنند دور کعبه دل اهل تقوا. مس میکنند. یعنی یک جاهایی پیدا میکند نوک هم میتواند بزند. اما اگر کسی به درجه تقوا رسیده باشد چه میکند؟ «تَذَکَّرُوا»؛ یاد خدا میافتد. متذکر که شد «فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ»؛ چشم حقیقتبین او باز میشود و میرود در سایه حصن و حصار خدا و شیطان گم میشود. در این آیه قشنگ آمده که اگر به درجه تقوا هم برسید، شیطان دست از سرتان برنمیدارد. دور دلت گشت میزند تا راهی پیدا کند و وارد شود. مدام دنبال راه میگردد، مدام در میزند و خسته هم نمیشود. آنقدر در میزند تا برایش راه باز کنید؛ ولی اگر متقی باشی، نمیتواند لانه بکند. چون اگر به درجه تقوا رسیده باشی، مدام یاد خدا میکنی و در را میبندی.